تورج نگهبان نعیم
ملیت : ایرانی
-
قرن : 14
منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)
سخن از شاعر و ترانهسرایى دلسوخته و موفق است كه متجاوز از بیست و پنج سال ترانهسرایى را پشت سر دارد و خدمات گرانبها و باارزشى به فرهنگ و هنر و طرز صحیح ترانهسرایى كرده است. تورج نگهبان، در سال 1311 شمسى در شهر اهواز سرزمینى كه مردمانش مانند آب و هواى آن دیار خونگرم و بامحبت و باصفا هستند، دیده به جهان گشود.
تحصیل ابتدایى را در دبستان شرافت خرمشهر و تحصیلات متوسطه را در تهران دبیرستان فیروز بهرام، تحصیلات دانشگاهى را در دانشگاه تهران: از سال 1334 -37 دانشكده ادبیات و زبانهاى خارجى رشته ادبیات انگلیسى، از سال 1337 -39 دانشكده حقوق، از سال 1341 -44 دانشكده ادبیات و علوم انسانى رشته علوم اجتماعى، از سال 1348 -50 در همین دانشكده رشته فوقلیسانس جامعه شناسى را كه آخرین مدرك تحصیلى وى از دانشگاه تهران مىباشد به پایان رسانید.
تورج نگهبان، ترانهسرایى را از سال 1328 با شعرى كه بر روى آهنگ هنرمند ارجمند مهندس همایون خرم سرود و در ساعت یك بعدازظهر به طور زنده در برنامه خدمات اجتماعى پخش شد آغاز كرد. در همان اوان ترانه دیگرى روى آهنگ مسعود میثاقیان آهنگساز و نوازنده سنتور ساخت كه با صداى گرم منوچهر همایونپور اجرا و پخش گردید. این ترانه سالها بعد نیز در برنامه گلها توسط استاد حسن كسایى هنرمند شایسته نى و خانم ناهید دایى جواد مجددا اجرا شد.
در همین سالها مهندس همایونخرم با همكارى یكى از دوستانش به نام البرز نیكپور و زندهیاد استاد محمود كریمى پژوهشگر ردیفهاى اصیل ایرانى و دو سه نفر دیگر از همكلاسىهایش یك اركستر خانوادگى در منزل تشكیل داده بود و آهنگهایى مىساخت كه شعرهایش را تورج نگهبان مىسرود و بیشتر در رادیو ژاندارمرى كه آن سالها، در روز چند ساعتى برنامه پخش مىكرد به طور زنده اجرا مىشد. (لازم به گفتن است كه خیلى از مشاهیر بعدى در زمینههاى موسیقى و شعر فعالیت خود را از این رادیو آغاز كردند.) مدت زمانى كوتاه، پس از این ماجرا، بنا به دعوت امیناله رشیدى، خواننده رسمى و بافرهنگ رادیو تهران، كه اغلب ترانههایى را كه مىخواند شخصاً آهنگ و شعرش را مىساخت، همكارى آغاز كرد و اشعار ترانههاى رشیدى را سرود.
نتهاى تعدادى از ترانههاى مزبور كه محصول این دوره از همكارىهاى آن دو هنرمند بود، در مجلات موزیك و موسیقى رادیو ایران چاپ و منتشر گردید. تورج نگهبان، همزمان با سرودن ترانه براى امیناللَّه رشیدى، ترانههایى نیز براى خانم مرضیه سرود كه از اولین ترانههاى ایشان پس از اجراى آهنگهاى شیدا و عارف مىباشد. این ترانهها با آهنگهاى هنرمندانى نظیر عباس شاپورى، مجید وفادار، همایونخرم، پرویز یاحقى، حبیباللَّه بدیعى، على تجویدى، عبداللَّه جهانپناه، نصراللَّه زرینپنجه، انوشیروان روحانى و... همراه بود كه عموماً از ترانههاى موفق و مشهور زمان خود بود و راه را براى همكارى با سایر خوانندگان و آهنگسازان هموار نمود و موجب گردید كه تا آن روزگار در راستاى خوانندگى صاحب نام بودند دنبال كند و بیش از 700 ترانه براى خوانندگانى چون : خانمها ملوك ضرابى، دلكش، مرضیه، الهه، فرح، آذر هما، پروین، پوران، یاسمین، عهدیه، مهستى، هایده و آقایان، بنان، ایرج، وفایى، گلپایگانى، داریوش رفیعى، محمد نورى بسازد كه تماما در آرشیو رادیو تلویزیون موجود است. تورج نگهبان، همكارى خود را با برنامه گلها از سال 1340 آغاز كرد و از همكاران همیشگى آن برنامه بود.
تورج نگهبان، از میان ترانههایى كه با صداى خوانندگان نامبرده روى آهنگهاى آهنگسازانى مثل: عباس شاپورى، حبیباللَّه بدیعى، على تجویدى، پرویز یاحقى، مهندس همایون خرم، مجید وفادار، عبداللَّه جهانپناه و...سروده است ترانهاى را كه هیچگاه فراموش نمى كند ترانه «بیگانه» است كه با صداى پوران روى آهنگ عباس شاپورى هنرمند بزرگ و شایسته گذاشته شد كه آهنگهاى این آهنگساز را هر خوانندهاى خواند به قول معروف یكشبه راه صد ساله پیمود. لازم به یادآورى است كه مضمون ترانه، قصه جدایى تأثرانگیز این زوج هنرمند را بیان مىكند و از اعجایب این كه این آهنگ هیچگاه كهنه یا از خاطرهها محو نشده و تازگى خود را همچنان حفظ نموده است.
تورج نگهبان، از سال 1337 -41 معاون اداره مطبوعات اداره كل انتشارات و رادیو، و در سالهاى 1341 -57 سرپرست روابط عمومى و انتشارات سازمان صنایع دستى ایران بوده و این اواخر دستاندر كار انتشار مجله «دستاورد» در زمینه هنرهاى دستى ایران و نیز انتشار مجله «صدا» كه روى نوار كاست ضبط و منتشر مى شد، بوده است. وى سالها، كار تدریس جامعهشناسى عمومى در دانشكده علوم اجتماعى و اقتصادى قزوین به دانشجویان دوره لیسانس، تدریس روش تحقیق در مدرسه عالى مددكارى را به دانشجویان دوره فوقدیپلم به عهده داشته است. تورج نگهبان، ترانههاى زیباى در رثاى استاد ابوالحسن صبا و محمودى خوانسارى سروده كه از نظر گرامیتان مىگذرد.
امیر و راهبر توسن هنر بودى
كه هفت شهر زمین را پیاده پیمودى
ز «مویه» تو نیستان در آتش غم نسوخت
ز بس نواى «مخالف» ز چرخ بشنودى
قلندریت بنازم كه در كشاكش فقر
به سیم و زر لحظات هنر نیالودى
ترا به كنگره عرش نغمهخوان بردند
كه صادقانه تو میراثدار «داودى»
غمین مباش اگر خانه تنگ و تاریك است
كزى خرابه به میخانه راه بگشودى
دگر همیشه بیاساى، خستهاى «ایدوست»
تویى كه بین من و ما دمى نیاسودى
همیشه یاد تو اى خوب رفته بخیر
بخوان فسونگر محمود باز «محمودى»
تقدیم به روان پاك دوست هنرمندم زندهیاد محمودى خوانسارى
تورج نگهبان
تهران اردیبهشت 1366
«كاروان»
افتاده فروغى سیمین
بر ساحل نخلستانى
دیگر نبود آثارى
زآن نیمه شب طوفانى
گشته درخشان كاروان
زآن همه نور افشانى (2 مرتبه)
مه داده صفا بسواحل كارون
از دیدن آن شده شورم از حد فزون
جلوهكنان مىگذرد قایقى از دور
مىفكند در سر سودایى من شور
رنگ طلایى زده گویى بصد افسون
پرتو فانوس بلم بر همه كارون
كارون تو جهان صفایى
جارى ز بهشت خدایى (2 مرتبه)
دل بستانى- جان بفزایى
ارزش هر قطره است از در و گوهر افزون
زاده خاك وطن اى چشمه زر كارون
جان نبخشى- بر هامون
در مرگ استاد ابوالحسن صبا بزرگ مرد موسیقى ایران سروده شد
تورج نگهبان
مرگ هنرمند
خاموش شد آن شمع كه در محفل ما بود
پژمرده شد آن لاله كه یك سینه صفا بود
گلچین طبیعت گل گلراز هنر چید
دستش شكند اینهمه بىذوق چرا بود
اى مهر فروزنده كه خاموش شد امروز
تابنده فروغ هنر كشور ما بود
بر بام فلك رفت چو زین دام رها گشت
جایش بچنان قدر و هنر نزد خدا بود
تا بود نگهبان هنر بود و نمیرد
هركس كه در این پرده هماهنگ صبا بود
فعالیت ها : : مشاهیر / هنر / شعر
تازه های مشاهیر
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}